و قصه ما اینگونه آغاز شد
پائیز سال 1386 در میانه راه تولید فیلم سینمایی روز سوم بودیم که مسائلی، کار تولید را با مشکل روبرو کرد، در یکی از شبها که همراه حسین لطیفی (کارگردان روز سوم) مشغول گفتگو بودیم که چه کنیم تا بنابر قول و قراری که داشتیم فیلم را به جشنواره بیست و پنجم فجر برسانیم، قرار گذاشتیم که نذر کنیم اگر فیلم به جشنواره رسید و در حوزه کارگردانی و تهیه کنندگی جایزهای به آن تعلق گرفت جایزه را اهدا کنیم. روزها گذشت تا در عصر 22 بهمن 1386 در تالار وحدت هیئت داوران جشنواره بیست و پنجم فجر، رأی خود را اعلام کرد و روز سوم در 12 عنوان کاندیدا شد و در 4 عنوان از جمله کارگردانی و تهیه کنندگی، سیمرغ بلورین را از آن خود کرد. خلاصه بعد از مدتی زمان وفای به عهد رسید. برادر بزرگوارم دکتر حسین دهقان، رئیس وقت بنیاد شهید و امور ایثارگران دستور داد تا مراسمی برگزار شود تا جوایزی را که نذر کرده بودیم به صاحبان آن اهدا کنیم. مراسم برگزار شد. جانباز محمد نورانی در زمان دریافت جایزه از گرفتن آن امتناع و عنوان کرد که این را به خانواده آقای لطیفی برمیگردانم. مجدداً حسین لطیفی پشت بلندگو قرار گرفت و ضمن بیان دلایل خود برای اهدای جایزه با حاج محمد نورانی آن را به ایشان بازگرداند، اما باز حاج محمد از قبول جایزه امتناع کرد. این بار حسین لطیفی اعلام کرد که آقای آخوندی آرزو دارد یک مرکز خیریه برای بچهها داشته باشد و مبلغ جایزه جشنواره مبنا و پایه گذاری برای کودکان بیسرپرست شود و این گونه قصهی ما آغاز شد.
شش سال از تشکیل خیریه موعود می گذشت که عوامل فیلم سینمایی «روز سوم» مصمم شدند نذرشان را ادا کنند. عهد و پیمانی که با خدا بسته بودند تا در صورت موفقیت فیلم (در بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر) پایه گذار مؤسسه خیریه ای برای کودکان باشند، اما سازوکارهای تشکیل مؤسسه جدید کار زمانبری بود، برای همین آنها تصمیم گرفتند از مؤسسه خیریه موعود حمایت کنند و در نهایت مؤسس این خیریه که متوجه اندیشه بزرگ عوامل فیلم سینمایی روز سوم شد نام مؤسسه را به نام خیریه «روز سوم» تغییر داد.
